RSS

آخر راه

timeicon April 21, 2007 7:35 PM

آری گذشت
رخت دل من نم کشیده است!
هر کس رسیده،
برای این دل برهنه
لباسی خریده است!!
اما دل برهنه ی من
خیس آب اشک،
در چهار راه اصلی عمرش
تپیده است!!
این دل که روزگاری از جنس نور بود،
حالا ببین به کجاها رسیده است؟!
سر در هوای روزمرگی و زندگی
امروز در بستر وجدان لمیده است
خوابیده و هوای تپیدن نمی کند
آن سادگی قدیم از سرش پریده است
در چهارچوب تنگ زمانه نفس زنان
از خوب و بد،ز خدا هم بریده است!
ده ها لباس و هزاران هزار طرح
هر کس رسیده،
جامه ای از نو بریده است
اما دلم گذشته از ایمان و باورش
گویی کسی به ساز دلم
غم دمیده است
هر کس رسیده،
گفته" بیا و بزرگ شو!!!
از باور و عقیده چه کس سر کشیده است؟!"
خیس و برهنه دل دلشکسته ام
هرجا که رفته همین را شنیده است!!
آری،دلم میان بزرگی و کودکی
گویی دگر به آخر راهش رسیده است...

هویت تمام شد اما هویت تمام شدنی نیست

author توسط رعنا | در شاخه: شخصی | comments 7 نظر

7نظر

le soustitre در April 22, 2007 1:59 PM

خیس و برهنه دل دلشکسته ام
هرجا که رفته همین را شنیده است!!
آری،دلم میان بزرگی و کودکی
گویی دگر به آخر راهش رسیده است...
عالی بود رویا...مدتها بود چنین شعر نابی نخوانده بودم با دلم خواندمش ...
راستی خانه جدید مبارک رویا

ایگناسیو در April 22, 2007 3:13 PM

و درد دامنه دارد/
هنوز هم که هنوز است
درد دامنه دارد ...

Ali در April 22, 2007 7:10 PM

...
همیشه سهم ما
از انتظار
دلی
شکسته است

Nima.A در April 23, 2007 10:08 AM

اما عشق انتخاب نیست، حادثه است؛ ماهی به مد درآمده از وحی دریاست و پیامبری سراسر باران.
باید ذره ذره تسلیم اتفاق رفتن شد، برای بازگشت به اصل خویش، باید ذوب شدن را مشق کرد. تحمل کرد. مانند حبه یخ در پیاله آب.

بغض جنوب جهان در من آواره شده است، حریف آفتاب همه جنوب های جهان. چه وهم خوش اندهگینی.

سرگردان در April 23, 2007 8:33 PM

خیلی قشنگ شده این رنگهای سبز هم استعاره از نخل نشونه هویت جنوبیها...
راستی خوشه را add نکردی ها...

البرز در April 23, 2007 9:49 PM

سلام خانم باذوق !
ارادتمندیم !
آینه و شمعدان خانه جدید ؟!
پیروز باشید !

رئیالیست در September 5, 2010 5:02 PM

من حکومتی می خواهم جمهوری اسلامی باشه
یعنی اگه قراره مردمش تصمیم بگیرن تصمیمشون بر اساس اسلام باشه نه چیز دیگه ای
چیزی که موسوی رو تو انتخابات شکست داد بی توجهیش به اعتقادات اسلامی بود نه چیز دیگه ای
من خودم تغییر خواستم عدالت بیشتر و بیشتر رو خواستم اما نه به هر بهایی
حالام حاضرم به خاطر خیلی ارزشها فقر رو بجان بخرم
من موندم چرا توی طرفدارای این جنبش یک آدم که حلال و حرام سرش بشه خدا و پیغمبر رو بشناسه پیدا نمی شه؟
سروش، صانعی، گنجی، همه بی بندو بارهای غرب
کسایی که از گناه نمی ترسن اگه قراره این ها بشن رجال حکومت ایران همون بهتر که این جنبش سرکوب شد
کمی هم به فکر زندگی اخرو باشیم
بی خود تهمت نبندیم
آهای کسی که بخاطر نفرت از احمدی نزاد رفتی عاشق سروش و امثال اون شدی! می دونی سروش کیه؟ می دونی چه اعتقادات کثیفی داره؟ اصلاچرا سروش باید طرفداری از این جنبش باشه؟؟؟؟؟؟؟ یه کافر یه بی دین یه منحرف .....



نظر ارسال کنید