RSS

امید...

timeicon May 16, 2007 9:49 PM

کوله ای بدوش
خانه های شهر را تمام سر زدی
آرزوی آن همه نگاه سرد و خسته را
جمع کردی و سری به هر گذر زدی
دیدمت دروغگو،فریبکار
در کنار آبهای جاری ریا
به خلق چشمکی زدی
آری این حقیقت است
دیشب آنزمان که شهر را
سکوت و خواب برد
آرزوی صد هزار نا امید دلشکسته را
دست های سرد تو به آب داد
و آب برد......
پ.ن:این شعر را می توانم به خیلی از رجل سیاسی تقدیم کنم نه؟

author توسط رعنا | در شاخه: شعر و ادبیات | comments 19 نظر

19نظر

نسيم در May 17, 2007 1:55 PM

از اينكه اين شعر رو به ما تقديم كردي خيلي ممنونم

دامون در May 22, 2007 1:10 PM

خوشم میاد که در این جمله ( این شعر را می توانم به خیلی از رجل سیاسی تقدیم کنم نه؟
) جواب رو به خود رجل سیاست سپردی . و آقای نسیم که میدانم اینجور نیست خودش را جز این دسته دانست .
خانم رویا خانم قشنگ بود این شعر.

دامون در May 22, 2007 1:12 PM

خوشم میاد که در این جمله ( این شعر را می توانم به خیلی از رجل سیاسی تقدیم کنم نه؟
) جواب رو به خود رجل سیاست سپردی . و آقای نسیم که میدانم اینجور نیست خودش را جز این دسته دانست .
خانم رویا خانم قشنگ بود این شعر

دامون در May 22, 2007 1:12 PM

خوشم میاد که در این جمله ( این شعر را می توانم به خیلی از رجل سیاسی تقدیم کنم نه؟
) جواب رو به خود رجل سیاست سپردی . و آقای نسیم که میدانم اینجور نیست خودش را جز این دسته دانست .
خانم رویا خانم قشنگ بود این شعر

انجمن سایه در May 27, 2007 2:44 PM

با درود
بسیار خوشحال می شویم که در جلسات ما شرکت کنید.به امید دیدار

شهلا در May 31, 2007 5:11 PM

درود بر تو نازنینم

امید نباشد که همه در مقابل مشکلاتمون شکسته ایم!!!!!
امید به پودر شدن خشمهای بی انتهایی که دارند و رفتنشون هم باید همیشه در دلهایمان داشته باشیم.
فدای تو و بدرود.

شهلا در May 31, 2007 5:12 PM

درود بر تو نازنینم

امید نباشد که همه در مقابل مشکلاتمون شکسته ایم!!!!!
امید به پودر شدن خشمهای بی انتهایی که دارند و رفتنشون هم باید همیشه در دلهایمان داشته باشیم.
فدای تو و بدرود.

محمد درويش در June 6, 2007 2:37 AM

حيف كه رجل سياسي معمولاً زياد اهل ادبيات و خواندن و درك شعر نيستند!

نیما در June 6, 2007 7:01 PM

گذشته از تمام مسائل خوشمان آمد :)

انجمن سایه در June 7, 2007 6:20 AM

جلسات آزاد هفتگی(حوزه ی موسیقی) انجمن فرهنگی هنری سایه

جلسه ی سخنرانی و گفتگو با حضور گیتاریست برجسته ی خوزستانی:
" صفا آلبوشوکه "
سه شنبه 22 خرداد 86 ساعت 18.30
مکان برگزاری : اهواز - خیابان نادری – کوچه ی خوانساری – ساختمان مهرگان – طبقه ی چهارم – موسسه ی مشاوره ی مهرآوران .
ورود برای عموم علاقمندان آزاد می باشد .

Ali bahrani در June 7, 2007 11:18 PM

البته مرد باش و اینجا هم بگو : زن رجل است !

مصطفی در June 10, 2007 9:18 AM

در زمانه ای که مردانش از رجل سیاسی شدن می ترسند حضور شما بانوی سیاسی مغتنم است .
از حسن نظر شما به وبلاگ بنده مشعوف شدم .
راستی ( پ .ن ) شما بیشتر از ( ن ) مورد توجه قرار گرفت . اما به نظرم شعر استخوانداری بود .

مصطفی در June 10, 2007 9:21 AM

در زمانه ای که مردانش از رجل سیاسی شدن می ترسند حضور شما بانوی سیاسی مغتنم است .
از حسن نظر شما به وبلاگ بنده مشعوف شدم .
راستی ( پ .ن ) شما بیشتر از ( ن ) مورد توجه قرار گرفت . اما به نظرم شعر استخوانداری بود .

فرشته اي در تاريكي در June 10, 2007 4:03 PM

قشنگ بود...
دلم براي اينجا تنگ شده بود ...

مصطفی در June 10, 2007 11:37 PM

سلام . یعنی شما هم دانشجوی پزشکی هستید ؟
باور نمی کنم . دانشجوی پزشکی دختر اهل سیاست و شاعر . یعنی ممکنه ؟هر چه خویان همه دارند تو یکجا داری !
پیشنهاد می کنم با هم از طریق email در تماس باشیم .

دانوب در June 15, 2007 2:13 PM

نميدانم شروع يك داستان مي تواند به همين سادگي باشد؟
اما ادامه ي آن را با جه مخلوط كنم تا به تكرار نرسد
موفق باشي ياحق

دانوب در June 15, 2007 2:13 PM

نميدانم شروع يك داستان مي تواند به همين سادگي باشد؟
اما ادامه ي آن را با جه مخلوط كنم تا به تكرار نرسد
موفق باشي ياحق

roospi در June 15, 2007 2:21 PM

are
hatman taghdim kon;)
ba ehteram

مصطفی در June 19, 2007 3:47 PM

چرا دیگه نیستی ؟
منتظر هستم !



نظر ارسال کنید