از عشق تا نزار قبانی
July 9, 2007 5:15 PM
نمی توان با اظمینان نوشت که زن از عشق بوجود آمد یا عشق از زن؟ .در نگاهی دیگر شاید زن خود شعر باشد که از عشق زاده می شود و شاید خود عشق که از نطفه ی شعر سر برون می آورد.آنچه مسلم می نماید این است که زن آمیزه ای از عشق،شعر؛ظرافت؛پاکی،دوست داشتن و صلح است و شاید برای همین است که کلید دار حیات بشریست.
با علم به تمام این حقایق شاید امروزه کمتر کسی یافت شود که زن را ورای مساحت اندامش بخواهد و بشناسد و عشق و زن و شعر و صلح را در ارتباط با تمام هستی بیابد.درآب در خاک،در زخم مردان انقلابی،در چشم کودکان سنگ انداز، در خشم دانشجویان معترض.
شاید مشکل اصلی بشر توان باور عشقی باشد که از قلب زن می جوشد در جغرافیای اندامش شعله در می شود و بر مرمر اندامش گر می گیرد.در این بین کمتر کسی را می توان یافت که گریزی به ادبیات عرب زده باشد و نزار قبانی را به عنوان بی رقیب ترین عاشقانه سرای عرب نپذیرفته باشد. نزار عشق و شعر و زن ،سیاست و بهار و زندگی را بهم می آمیزد و با جمله ها نیایش می آفریند و از حرف حیات و از واژه خدا....
با علم به تمام این حقایق شاید امروزه کمتر کسی یافت شود که زن را ورای مساحت اندامش بخواهد و بشناسد و عشق و زن و شعر و صلح را در ارتباط با تمام هستی بیابد.درآب در خاک،در زخم مردان انقلابی،در چشم کودکان سنگ انداز، در خشم دانشجویان معترض.
شاید مشکل اصلی بشر توان باور عشقی باشد که از قلب زن می جوشد در جغرافیای اندامش شعله در می شود و بر مرمر اندامش گر می گیرد.در این بین کمتر کسی را می توان یافت که گریزی به ادبیات عرب زده باشد و نزار قبانی را به عنوان بی رقیب ترین عاشقانه سرای عرب نپذیرفته باشد. نزار عشق و شعر و زن ،سیاست و بهار و زندگی را بهم می آمیزد و با جمله ها نیایش می آفریند و از حرف حیات و از واژه خدا....
توسط رعنا
|
در شاخه: شعر و ادبیات
|
35 نظر