|
| |||
|
|||
با علم به تمام این حقایق شاید امروزه کمتر کسی یافت شود که زن را ورای مساحت اندامش بخواهد و بشناسد و عشق و زن و شعر و صلح را در ارتباط با تمام هستی بیابد.درآب در خاک،در زخم مردان انقلابی،در چشم کودکان سنگ انداز، در خشم دانشجویان معترض.
شاید مشکل اصلی بشر توان باور عشقی باشد که از قلب زن می جوشد در جغرافیای اندامش شعله در می شود و بر مرمر اندامش گر می گیرد.در این بین کمتر کسی را می توان یافت که گریزی به ادبیات عرب زده باشد و نزار قبانی را به عنوان بی رقیب ترین عاشقانه سرای عرب نپذیرفته باشد. نزار عشق و شعر و زن ،سیاست و بهار و زندگی را بهم می آمیزد و با جمله ها نیایش می آفریند و از حرف حیات و از واژه خدا....
. سر بلند کردن شاعری چون نزار فبانی در ادبیات عرب همچون بستن شمشیر از رو در برابر صف طویل گذشته به شمار می رفت.پیش از نزار زن معشوقه ی نیمه برهنه ی ادبیات عرب بود که گهگاه لابلای صفحات کتاب ها و دستنوشته ها پدیدار می شد و اندام مرمریش را به کاغذ ها می سایید تا واژه ها عطر بگیرند و کمی تازه تر شوند.
نزار فبانی بی شمشیر و تنها با شعر و واژه و به قول خودش لشکری از زنان جلوی همه ی خرافه ها ایستاد و تحولی شگرف در زبان شعر عرب و بلکه در ادبیات جهان خلق کرد.او به جهان آموخت که از زبان زن شعر بگوید نه به عنوان زن.
بسیاری شعر هایش را تکفیر کردند و به او لقب شاعر طبقه ی مخملی و ...را نصبت دادند اما نزار قبانی با چاپ کتاب یادداشت های زن لاابالی که دفاعیه ای برای تمام زنان عرب بود محکم تر ایستاد.از نزار مجموعه های شعر و نثر بسیاری به جا مانده که از آن جمله می توان به:
"زیبای گندمگون به من گفت"(1944)،"طفولیت یک نار سینه"(1948)،"تو از |آن من هستی"(1950)،"شعرها"(1956)،دلدار من(1961)،نقاشی با کلمات(1966)،"یادداشت های روزانه زنی لاابالی"(1968)،شعر هایی وحشی خو(1970)،کتاب عشق(1970)،صدنامه ی عاشقانه(1970)،شعرهایی قانون شکن(1972)،"دوستت دارم..دوستت دارم..و الی آخر"(1978)،بیروت مونث همراه با عشق(1978)،"شهادت می دهم که جز تو زنی نیست"(1979)،تاریخ زنان را اینگونه می انگارم(1981)،قاموس عاشقان(1981)،شعر بلقیس(1982)،شعرهایی مجنون وار(1983)،"عشق در برابر چراغ قرمز درنگ نمی کند"(1985)،"عشق همچنان سالار من خواهد بود"(1987)،برگهای محرمانه عاشقی قرمطی(1988)،"من یک مرد و تو قبیله ای از زنان"(1993)،"پنجاه سال در ستایش زنان"(1994)،مرکب خوانیهای نزار در دستگاه عشق(1996)،از نثر هایش می توان به:"شعر چراغیست سبز"،داستان من و شعر،شعر چیست،کلمات نیز با خشم بیگانه نیستند،چیزی از نثر،و از برگ های ناشناخته ی من،اسم برد.
زندگی هنری نزار قبانی پس از انفجار سفارت عراق در بیروت به اوج رسید.بلقیس الراوی همسر عراقی تبار نزار و کسی که به جرات، تعبیر ملموس عشق برای شاعر بود در حادثه بمب گذاری سفارت عراق در بیروت کشته می شود و این سرآغاز عصیان شاعر می گردد.و زیباترین مرثیه های عاشقانه زبان عرب را پدید می آورد.
شعر هایی چون 12 گل سرخ بر موهای بلقیس و بیروت می سوزد و من تو را دوست می دارم و...در آمدیست تا نزار قبانی شاعر زن و شعر و عشق را به شاعر سیاسی عاصی تبدیل کند و او آنچنان با مهارت وطن و عشق و زن را بهم می آمیزد که گهگاه خطاب شعر گم می شود وخواننده در می ماند که معشوق بیروت زخم خودره است یا بلقیس الراوی؟!او در عرصه ی سیاست نیز یک تنه به مخالفت بر می خیزد و تبعید می شود و اشعار سیاسی اش ممنوع الچاپ می گردد اشعار نزارقبانی آنچنان با روح و ذهن خواننده بازی می کند که حتی به عرصه ی موسیقی و ترانه هم راه می یابد خوانندگان بزرگی چون عبدالحلیم حافظ،نجات الصغیره،ماجده رومی و کاظم الساحر هر کدام اشعاری از نزار قبانی را به حافظه ی موسیقی و گوش شنونده سپرده اند در این بین کاظم الساحر خواننده عراقی بیش از دیگران با نزار ارتباط بر قرار می کند چنان که چون نزار خواننده زن و شعر و شراب نام می گیرد و حلقه ی عشق و شعر و زن را با موسیقی کمال می بخشد ولقب خواننده ی شعر های نزار قبانی را ازآن خود می کند.
اما نزار سرانجام در سال 1998 دور از وطن ،بلقییس و بیروت در بیمارستانی در شهر لندن خاموش می شود تا واژه هایش برای همیشه در وجود همه ی عاشقان و آزادیخواهان جهان شعله ور باشد.
(بگو دوستم می داری تا از دفتر شعرم کتاب مقدس بسازی)
(از رفتن بمان،دستت را به من بده،که در امتداد دستانت،بندی است برای آرامش..).
(می خواهم واپسین حاکم را نابود کنم و دولت عشق تورا برپا دارم
می دانم که در این انقلاب تنها گنجشکان در کنار من خواهند بود!)
(اگر نشانی ام را بپرسند کی گویم:تمام پیاده روهای جهان!
اگر گذرنامه بخواهند چشمان تورا نشانشان می دهم!
می دانم که سفر کردن به دیار چشمانت،حق طبیعی تمام مردم دنیاست)
(به تنهایی شنا کن!به تنهایی بال گشاعشق کتابی ندارد
عاشقان بزرگ جهان خواندن نمی دانستند)
(آنسوی روزهای دوری و تنهایی
با بوسیدن لبان تو احساس می کنم
نامه ای عاشقانه را درصندوق پست قرمزی انداخته ام)
(چشمانت کارناوال آتش بازیست!
یک روز در هر سال
برا تماشایش می روم
و باقی روزهایم را
وقف خاموش کردن آتشی می کنم
که زیر پوستم شعله می کشد!)
(تمام کتاب هایم را ببند
و حرفم را از خطوط کف دست و چین های صورتم دریاب که
چو کودکی شگفت زده در مقابل درخت کریسمس
تو را نگاه می کنم)
(خسته بر ماسه زار سینه ات خمیده ام
این کودک از زمان زاده شدن نخوابیده)
(احمق بودم که فکر می کردم تنها سفر می کنم
در هر فرودگاهی که پیاده شدم
تورا در چمدان خود دیدم!)
(اشتباه نکن!
رفتنت فاجعه نیست برایم!
من ایستاده می میرم
چون بید های مجنون!)
(زم زا آتش زدند و تو سوختی
از من توفع مرثیه نداشته باش!
بلد نیستم
برای گنجشک های سوخته مرثیه بنویسم)
(فریاد می زنم
_حتی اگر آخرین فریاد زندگی ام باشد_
که پادشاه نبوده و نیستم
و زنان را در استخری از اسید قتل عام نمی کنم!
من شاعری هستم
که به صدای بلند می نویسد
و به صدای بلند عاشق می شود!
کودکی سبز چشم
که بر دروازه ی شهر بی کودک،
به دار آویخته شده...)
(وقتی گفتم دوستت می دارم
می دانستم که الفبایی تازه را اختراع می کنم
به شهری که در آن
هیچ کس خواندن نمی داند!
شعر می خوانم،
در سالنی متروک
و شرابم را در جام کسانی می ریزم
که یارای نوشیدنشان نیست!)
TrackBack:
TrackBack URL for this entry:
http://www.hoviyat.org/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/20
Comments:
رویا جان، ایشون اشعارش انقلابی و جالب بوده است...
شهلا || July 9, 2007 5:28 PMعشق ....
موضوع مرموز و خطرناک !
پیچیده و مهم ..
سلام جالب بود. من هم معتقدم که قلب آقایون جای دیگه است و همینه که منو باز میداره از باور اظهار علاقه های پوشالی...اما دیده ام کسایی رو که با احترام به عشق و فارغ از موقعیت اجتماعی و یا مساحت تن به کجا رسیده اند...و غبطه خورده ام به دورنمایشان. موفق باشی...
سارا.ک.ب || July 10, 2007 12:41 PMتاجر ورشکسته شاعر میشه شاعر پولدار می ره تاجر میشه حالا این خانوم کدوم بوده اول؟؟
مهران دهقان || July 10, 2007 1:55 PMاو شاعری بود
که به صدای بلند می نوشت
و به صدای بلند عاشق شده بود ... !
سلام . خوبی . احتمالاً خودت اینو پیدا کردی . اما اگه که نه ، این آدرس سایت نزار قبانی هستش :
http://www.nizar.net/english.htm
این هم یه وبلاگ فارسی در مورد نزار قبانی:
http://nizarqabbani.blogfa.com/
راستی ، چرا نیستی ؟
خوشمان آمد!
گناهکار || July 13, 2007 3:12 AMسلام
ممنون از نظرت
ازینکه با وبلاگت اشنا شدم خوشحالم شعر قابل تامل از قبانی گذاشته ای اصولا شاعران عرب دست کمی از شاعران ما ندارند
موفق باشید و پیروز
عالی بود من خوشم امد
سودای عشق || July 19, 2007 2:46 PMسلام عالی بود. موفق باشی.
علی احمدی نیا - خبرنگار || July 21, 2007 1:42 PMبا سلام
وبلاگ جالبي داريد.
آشنايي من با نزار قباني به سال 1374 بر ميگردد. زماني كه دوست مرحومم سعيد موحدي وي را به من معرفي كرد و چه دير فهميدم كه ادبيات عرب چنين فرهيختگان و اديبان بزرگي دارد. به خاطر شعرهاي او هر كس كه ارادتي و آشنايي با نزار دارد در چشم من بزرگي و شكوهي ديگري دارد.
برايتان شكوه و بزرگي آرزومندم.
آقايون...خانمها.....ما اسبابکشی کرديم.....بيايد پيش ما.....خوشحال میشيم به خدا
http://hichkihichkas.blogfa.com/
درود
عشق ورزی است که وجود دارد . عشق نزار قبانی عشق واقعی و زیبایی است که در آ« مرد حاکم نیست و انسان مهم است
رویا جان از عشق که می نویسی حال به هر حال از هر کجا هم که باشد دلنشین است
Nima.A || July 29, 2007 10:27 PMسلام دوست ( احتمالا ) اهوازی ...!
من و دوستانم از اهالی ترانه هستیم ... در حقیقت ترانه سرا هستیم !
ما قصد داریم توی اهواز یک ( خانه ی ترانه سرایان ) ایجاد کنیم...
الان هم در حال عضو گیری هستیم...
خواهشم ازتون اینه که اگر کسی رو میشناسین که در وادی ترانه کار میکنه و یا حتی علاقه داره... رو بهمون معرفی کنید ...!
( جدی بگیرین .. اهواز فقط این بار شانس داره مثل خیلی شهرهای دیگه خانه ترانه داشته باشه )
منتظرم... ممنون !
درود به شما
با مطلبي با عنوان گسترش جرم و مجرم يا طرح امنيت اجتماعي؟بروزم.منتظر نظرات شما هستم.
بدرود تا درودي ديگر بار
درود به شما
با مطلبي با عنوان گسترش جرم و مجرم يا طرح امنيت اجتماعي؟بروزم.منتظر نظرات شما هستم.
بدرود تا درودي ديگر بار
سلام یاردبستانی من
0913 || August 4, 2007 12:46 PMبه مناسبت ۱۴ مرداد
ارائه ی سمینار :
" پاسداشتِ انقلاب مشروطه "
سه شنبه 16 مرداد 86 ساعت 18
مکان برگزاری : اهواز - خیابان نادری – کوچه ی خوانساری – ساختمان مهرگان – طبقه ی چهارم – موسسه ی مشاوره ی مهرآوران .
ورود برای عموم علاقمندان آزاد می باشد .
انجمن سایه || August 5, 2007 3:39 PMدرود
پيرو ابراز لطف و نظرتان
روياي عزيز در اين مملكت دختران و زنان كه هيچ ،پهلوانان و مردان نيز از نيروهاي امنييتي و انتظامي در هراسند اما......
به اميد اينده بدرود
سلام !
با مطلبی در باب بررسی بازتاب سفرهای اخیر آقای خاتمی، آپم !
> در :
www.hoviyat.blogfa.com
سایت ادبی و اندیشه دانوش با مطالبی چون نگرخواهی دانوش1 و معرفی کتبی چون در جستجوی امر قدسی و لاتاری . و همچنین مباحث اندیشگی چون جهانی شدن و رابطه توتالیتاریسم و بروکراسی به می باشد.چند شعر و داستان نیز کامل کننده ی این چهل تکه دانوش می باشند.لطفن قدم رنجه فرمایید.
اسماعیل حسام مقدم || August 11, 2007 12:23 PMسلا م .
استفاده كردم از مقاله تون .به من هم سري بزنيد.
سلام
با مطلبی با عنوان تاثیر ازدواج ایرانی در تثبیت و دوام نظامهای استبدادی توتالیتر" به روزم
سلام
نزار پدیده ای در ادبیات شعر جهان بود
اشعارش و نوع دید به عشق تحولی در شعر بود
من عاشقشم
نا گفته نماند که کاظم الساهر اسمشو زنده نگه داشته
من این شعرشو خیلی دوست دارم که میگه:
هل عندکی شکا" انک احلا و اغلا امراه فی الدنیا؟
روهش شاد
سلام
با سخن اول به مجاز امده ام
as2a8l5k5d4a3f4lha
lusskal || August 27, 2007 5:50 PMبا درود ! لینک مطلب زیبای شما در سایت من ( وب نوش ) قرار گرفت .
روزهایتان پرتقالی باد !
« وب نوش » || June 19, 2008 2:23 PMPost a comment:
تا انجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود بصورت فینگلیش خودداری نمایید
