RSS

اعدام

timeicon August 21, 2007 7:51 PM

مرا از ریسمان فکر و احساسم
به دار ناجوانمردی
به دار ظلم می بندند
من آویزان
میان مردن و ماندن
نگاهم خیره بر خیل کسانی که
به این تصویر می خندند
رهایی کار سختی نیست
می دانم!
اگر با دست
بند فکر و احساس خود از ریشه بسوزانم
ولی آیا دل زخمی
و این پای سیاه از ضربه ی شلاق و بی رحمی
زمین سرد تزویر و ریا را رمی پذیرد باز؟
مرا از ریسمان فکر و احساسم
مرا از ریشه های خود
به دار ناجوانمردی
به مرگ خویش می خوانند
و من چرخان
میان آسمان گرم تابستان
به فکر آخرین جرعه
به فکر آخرین باده
به فکر آخرین فریاد قلبم
چشم می بندم
منم اینبار فردی که
به دار فکر و احساسم
به تصویر دهان چسب خورده
به خیل آن کسانی که مرا تسلیم می خواهند
آرام می خندم
تابستان 86 یزد

author توسط رعنا | در شاخه: | comments 25 نظر

25نظر

ياسين در August 21, 2007 8:32 PM

ياد اخوان افتادم و :
رهايي را اگر راهي ست
جز از راهي كه رويد زان گلي ، خاري ، گياهي نيست...

علی در August 22, 2007 4:29 AM

ایستاده بر دار می خندی
نه مجازاتی
نه دلستانی ... .

ادوسا در August 22, 2007 2:27 PM

هر طوري كه دلت مي خواهد باش . اما يادت باشد كه مرگ تو موقعي فرا خواهد رسيد كه دائما احساس كني كه مثله سنگ غير قابل تغييري .
عزيزم .من هميشه آرزو داشتم كه بتوانم ريشه ي افكار خود را بسوزانم . و نو بشم . ولي نمي توانم . ادمي كه از روي تعصب عمل نكند . ادمي باشم كه افكارم ما حصل تفسير خودم در مقابل ديدنها و شنيدنها باشد و به اصطلاح گرايش فكري نداشته باشم به افكار خاصي .
خدا بيامرز حافظ و سعدي و مولانا يك به يك باده رو تجربه كرده بودند . شما هم باده رو تجربه كردي كه مي گويي به فكر آخرين باده هستي ؟

ادوسا در August 22, 2007 2:28 PM

هر طوري كه دلت مي خواهد باش . اما يادت باشد كه مرگ تو موقعي فرا خواهد رسيد كه دائما احساس كني كه مثله سنگ غير قابل تغييري .
عزيزم .من هميشه آرزو داشتم كه بتوانم ريشه ي افكار خود را بسوزانم . و نو بشم . ولي نمي توانم . ادمي كه از روي تعصب عمل نكند . ادمي باشم كه افكارم ما حصل تفسير خودم در مقابل ديدنها و شنيدنها باشد و به اصطلاح گرايش فكري نداشته باشم به افكار خاصي .
خدا بيامرز حافظ و سعدي و مولانا يك به يك باده رو تجربه كرده بودند . شما هم باده رو تجربه كردي كه مي گويي به فكر آخرين باده هستي ؟

ادوسا در August 22, 2007 2:29 PM

هر طوري كه دلت مي خواهد باش . اما يادت باشد كه مرگ تو موقعي فرا خواهد رسيد كه دائما احساس كني كه مثله سنگ غير قابل تغييري .
عزيزم .من هميشه آرزو داشتم كه بتوانم ريشه ي افكار خود را بسوزانم . و نو بشم . ولي نمي توانم . ادمي كه از روي تعصب عمل نكند . ادمي باشم كه افكارم ما حصل تفسير خودم در مقابل ديدنها و شنيدنها باشد و به اصطلاح گرايش فكري نداشته باشم به افكار خاصي .
خدا بيامرز حافظ و سعدي و مولانا يك به يك باده رو تجربه كرده بودند . شما هم باده رو تجربه كردي كه مي گويي به فكر آخرين باده هستي ؟

farsihd752002 در August 23, 2007 3:31 PM

خبرنگارخارجی میاد تهران میره مسجد میبینه همه صف ایستادن واسه غذا ، میگه مگه اینجا نماز نمیخونن؟میگن نماز میخوای برو دانشگاه تهران،میگه پس دانشجوها کجان؟میگن اگه منظورت روشنفکرا و دانشمنداس برو زندان اوین. میگه مگه دزدا رو نمیبرن زندان؟میگن زکی،پس مملکت رو که اداره کنه؟......

حمید موذنی در August 24, 2007 2:29 PM

درود
زیبا بود و از سر تعهد
با مطلبی با عنوان " سیکل مطلقه مشروطه و بازی مار و پله" به روزم

حمید موذنی در August 24, 2007 2:29 PM

درود
زیبا بود و از سر تعهد
با مطلبی با عنوان " سیکل مطلقه مشروطه و بازی مار و پله" به روزم

Nima.A در August 25, 2007 10:47 PM

آه اگر این شب تیره بگذرد..

سجاد در August 26, 2007 11:27 PM

ُسلام چه عجب ! رسیدن بخیر !
ما همچنان انتظار فرج می کشیم !!!! راستی من طبق معمول قهرم !

زخمی در August 27, 2007 6:26 PM

من آن خنجر به پهلویم که در دم را نمیگویم.........هرچی که هستی فکر کن ببین خودت هستی یا نه

زخمی در August 27, 2007 6:44 PM

یادم رفت آدرس وب برات بزارم

حمید موذنی در August 31, 2007 4:05 AM

سلام
مخلصیم
با مطلبی آسیب سناختی با عنوان "خصومت بوشهری و برازجانی (جامعه شناسي خصومت شهري و روستايي در ايران )" به روزم

سجاد در September 3, 2007 8:58 PM

سلام ! قبلا که اعلام کرده بودی با اعدام مخالفی ! ختی خاظر نشدی مطلبم رو در باره ی اعدام صدام آپ کنی ! حالا هر وقت میایم همش ( اعدام ) میبینیم !!!!
با مطلبی تحت عنوان "" ما می توانیم ""
و با بررسی ابتکارات و افاضات رییس جمهور محترم و سیاست خارجی دولت نهم پذیرای نظرات ارزنده ی شما هستم.

در www.hoviyat.blogfa.com

مصطفی در September 4, 2007 7:41 PM

سلام . پس فردا امتحان دارم . اما یه مطلب هم درباره ترکیه نوشتم ، بخونش . فرصت نکردم شعرتو بخونم . اما حتما! میخونمش !

کاوه در September 18, 2007 7:47 PM

با سلام
ممنونم از نظری که دادید من دوست مهدی هستم با توجه به مشغله ای که این مدت دارم از مهدی اجازه گرفتم که از مطالبش استفاده کنم خود مهدی وبلاگ من رو بازسازی می کنه ممنونم

mandana در September 22, 2007 8:27 PM

بستگی دارد چه هویتی باشد!
اما گاهی بر باد می رود!

خوش باشی :)

شهلا در September 22, 2007 10:21 PM

رویا جان تا رفتنی نباشد

باز آمدن زیبایی ندارد!!!

mansour در September 24, 2007 5:28 AM

khune no mobarak
roozgar be kam

حمید موذنی در September 25, 2007 11:40 PM

سلام دوست عزیز
با مطلبی با عنوان "توالت نوشته ها جامعه بسته و استبداد ايراني" به روزم
نگاه انتقادی و دیالوگ مد نظر است
ممنون

مهران دهقان در October 7, 2007 10:44 PM

زیبا بود

حمید موذنی در October 16, 2007 11:00 PM

سلام
باتحلیل تهدید حمله نظامی آمریکا به ایران در مقاله ای با عنوان" ایران و آمریکا تقابل بنیادگرایی"به روزم
بانظرشما دیالوگ ایجاد میشود

geda_faghir در October 22, 2007 6:46 AM

گل

بابك فقيه در October 22, 2007 11:38 AM

درود
با مطلبي تحت عنوان اين همسايه منحوس شمالي بروزم.منتظر نظرات شما هستم.
بدرود

حمید موذنی در October 23, 2007 12:27 PM

سلام
با مطلبی با عنوان " تاویل ماشین نوشته ها" و برسی کارکرد رسانه ای و جامعه شناسی آنان به روزم
از نظر شما بهره میبرم



نظر ارسال کنید