مرا از ریسمان فکر و احساسم
به دار ناجوانمردی
به دار ظلم می بندند
من آویزان
میان مردن و ماندن
نگاهم خیره بر خیل کسانی که
به این تصویر می خندند
رهایی کار سختی نیست
می دانم!
اگر با دست
بند فکر و احساس خود از ریشه بسوزانم
ولی آیا دل زخمی
و این پای سیاه از ضربه ی شلاق و بی رحمی
زمین سرد تزویر و ریا را رمی پذیرد باز؟
مرا از ریسمان فکر و احساسم
مرا از ریشه های خود
به دار ناجوانمردی
به مرگ خویش می خوانند
و من چرخان
میان آسمان گرم تابستان
به فکر آخرین جرعه
به فکر آخرین باده
به فکر آخرین فریاد قلبم
چشم می بندم
منم اینبار فردی که
به دار فکر و احساسم
به تصویر دهان چسب خورده
به خیل آن کسانی که مرا تسلیم می خواهند
آرام می خندم
تابستان 86 یزد
| رویا |   |

TrackBack:

TrackBack URL for this entry:
http://www.hoviyat.org/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/24


Comments:

ياد اخوان افتادم و :
رهايي را اگر راهي ست
جز از راهي كه رويد زان گلي ، خاري ، گياهي نيست...

ياسين || August 21, 2007 8:32 PM

ایستاده بر دار می خندی
نه مجازاتی
نه دلستانی ... .

علی || August 22, 2007 4:29 AM

هر طوري كه دلت مي خواهد باش . اما يادت باشد كه مرگ تو موقعي فرا خواهد رسيد كه دائما احساس كني كه مثله سنگ غير قابل تغييري .
عزيزم .من هميشه آرزو داشتم كه بتوانم ريشه ي افكار خود را بسوزانم . و نو بشم . ولي نمي توانم . ادمي كه از روي تعصب عمل نكند . ادمي باشم كه افكارم ما حصل تفسير خودم در مقابل ديدنها و شنيدنها باشد و به اصطلاح گرايش فكري نداشته باشم به افكار خاصي .
خدا بيامرز حافظ و سعدي و مولانا يك به يك باده رو تجربه كرده بودند . شما هم باده رو تجربه كردي كه مي گويي به فكر آخرين باده هستي ؟

ادوسا || August 22, 2007 2:27 PM

هر طوري كه دلت مي خواهد باش . اما يادت باشد كه مرگ تو موقعي فرا خواهد رسيد كه دائما احساس كني كه مثله سنگ غير قابل تغييري .
عزيزم .من هميشه آرزو داشتم كه بتوانم ريشه ي افكار خود را بسوزانم . و نو بشم . ولي نمي توانم . ادمي كه از روي تعصب عمل نكند . ادمي باشم كه افكارم ما حصل تفسير خودم در مقابل ديدنها و شنيدنها باشد و به اصطلاح گرايش فكري نداشته باشم به افكار خاصي .
خدا بيامرز حافظ و سعدي و مولانا يك به يك باده رو تجربه كرده بودند . شما هم باده رو تجربه كردي كه مي گويي به فكر آخرين باده هستي ؟

ادوسا || August 22, 2007 2:28 PM

هر طوري كه دلت مي خواهد باش . اما يادت باشد كه مرگ تو موقعي فرا خواهد رسيد كه دائما احساس كني كه مثله سنگ غير قابل تغييري .
عزيزم .من هميشه آرزو داشتم كه بتوانم ريشه ي افكار خود را بسوزانم . و نو بشم . ولي نمي توانم . ادمي كه از روي تعصب عمل نكند . ادمي باشم كه افكارم ما حصل تفسير خودم در مقابل ديدنها و شنيدنها باشد و به اصطلاح گرايش فكري نداشته باشم به افكار خاصي .
خدا بيامرز حافظ و سعدي و مولانا يك به يك باده رو تجربه كرده بودند . شما هم باده رو تجربه كردي كه مي گويي به فكر آخرين باده هستي ؟

ادوسا || August 22, 2007 2:29 PM

خبرنگارخارجی میاد تهران میره مسجد میبینه همه صف ایستادن واسه غذا ، میگه مگه اینجا نماز نمیخونن؟میگن نماز میخوای برو دانشگاه تهران،میگه پس دانشجوها کجان؟میگن اگه منظورت روشنفکرا و دانشمنداس برو زندان اوین. میگه مگه دزدا رو نمیبرن زندان؟میگن زکی،پس مملکت رو که اداره کنه؟......

farsihd752002 || August 23, 2007 3:31 PM

درود
زیبا بود و از سر تعهد
با مطلبی با عنوان " سیکل مطلقه مشروطه و بازی مار و پله" به روزم

حمید موذنی || August 24, 2007 2:29 PM

درود
زیبا بود و از سر تعهد
با مطلبی با عنوان " سیکل مطلقه مشروطه و بازی مار و پله" به روزم

حمید موذنی || August 24, 2007 2:29 PM

آه اگر این شب تیره بگذرد..

Nima.A || August 25, 2007 10:47 PM

ُسلام چه عجب ! رسیدن بخیر !
ما همچنان انتظار فرج می کشیم !!!! راستی من طبق معمول قهرم !

سجاد || August 26, 2007 11:27 PM

من آن خنجر به پهلویم که در دم را نمیگویم.........هرچی که هستی فکر کن ببین خودت هستی یا نه

زخمی || August 27, 2007 6:26 PM

یادم رفت آدرس وب برات بزارم

زخمی || August 27, 2007 6:44 PM

سلام
مخلصیم
با مطلبی آسیب سناختی با عنوان "خصومت بوشهری و برازجانی (جامعه شناسي خصومت شهري و روستايي در ايران )" به روزم

حمید موذنی || August 31, 2007 4:05 AM

سلام ! قبلا که اعلام کرده بودی با اعدام مخالفی ! ختی خاظر نشدی مطلبم رو در باره ی اعدام صدام آپ کنی ! حالا هر وقت میایم همش ( اعدام ) میبینیم !!!!
با مطلبی تحت عنوان "" ما می توانیم ""
و با بررسی ابتکارات و افاضات رییس جمهور محترم و سیاست خارجی دولت نهم پذیرای نظرات ارزنده ی شما هستم.

در www.hoviyat.blogfa.com

سجاد || September 3, 2007 8:58 PM

سلام . پس فردا امتحان دارم . اما یه مطلب هم درباره ترکیه نوشتم ، بخونش . فرصت نکردم شعرتو بخونم . اما حتما! میخونمش !

مصطفی || September 4, 2007 7:41 PM

با سلام
ممنونم از نظری که دادید من دوست مهدی هستم با توجه به مشغله ای که این مدت دارم از مهدی اجازه گرفتم که از مطالبش استفاده کنم خود مهدی وبلاگ من رو بازسازی می کنه ممنونم

کاوه || September 18, 2007 7:47 PM

بستگی دارد چه هویتی باشد!
اما گاهی بر باد می رود!

خوش باشی :)

mandana || September 22, 2007 8:27 PM

رویا جان تا رفتنی نباشد

باز آمدن زیبایی ندارد!!!

شهلا || September 22, 2007 10:21 PM

khune no mobarak
roozgar be kam

mansour || September 24, 2007 5:28 AM

سلام دوست عزیز
با مطلبی با عنوان "توالت نوشته ها جامعه بسته و استبداد ايراني" به روزم
نگاه انتقادی و دیالوگ مد نظر است
ممنون

حمید موذنی || September 25, 2007 11:40 PM

زیبا بود

مهران دهقان || October 7, 2007 10:44 PM

سلام
باتحلیل تهدید حمله نظامی آمریکا به ایران در مقاله ای با عنوان" ایران و آمریکا تقابل بنیادگرایی"به روزم
بانظرشما دیالوگ ایجاد میشود

حمید موذنی || October 16, 2007 11:00 PM

گل

geda_faghir || October 22, 2007 6:46 AM

درود
با مطلبي تحت عنوان اين همسايه منحوس شمالي بروزم.منتظر نظرات شما هستم.
بدرود

بابك فقيه || October 22, 2007 11:38 AM

سلام
با مطلبی با عنوان " تاویل ماشین نوشته ها" و برسی کارکرد رسانه ای و جامعه شناسی آنان به روزم
از نظر شما بهره میبرم

حمید موذنی || October 23, 2007 12:27 PM

Post a comment:

نظرات شما پیش از نمایش بررسی خواهد شد
تا انجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود بصورت فینگلیش خودداری نمایید