شاید زمان آن رسیده باشد که هویت ققنوس وار از زیر خاکستر سکوت سر بیرون بکشد.
این آغازی دوباره است گرچه هیچگاه پایانی نبوده است.
اما باید از آغاز نوشت و ازآوازی نو. برای فصلی نو فصلی که در آن غم با تمام توانش تنها طعمی از معجون هزار رنگ زندگیست
و نابرابری ظلم و ستم و تبعیض و فقر و جهل هم...
برگشته ام با چشمانی باز و دلی لبریز و از نو خواهم سرشت.خواهم نوشت.امیدم این است که باشید تا بهانه ای باشد برای بودنم

هویت تمام شدنی نیست.....


پ.ن:سیاست؟ادبیات؟مسائل اجتماعی؟هویت را در کدام وادی می پسندید؟
| رویا |   |

TrackBack:

TrackBack URL for this entry:
http://www.hoviyat.org/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/30


Comments:

Post a comment:

نظرات شما پیش از نمایش بررسی خواهد شد
تا انجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود بصورت فینگلیش خودداری نمایید