فقط س وپ ر بزنید
June 2, 2009 5:41 PM
حدود ساعت یازده شب بود.من و آقای همسر و یکی از دوستانمان،وحید در هوای خنک شامگاه اهواز سوار بر اتوموبیل از زیبایی جاده ساحلی کارون لذت می بردیم .آقای همسر وارد پمپ بنزین شد و از آنجایی که برای موتور ماشین مثل شکم خودش احترام بسیاری قائل است مستقیم به سمت جایگاه بنزین سوپر رفت.در این حین و بین من و وحید راجع به اتفاقات روز ستاد حرف می زدیم که کسی به سمت ماشین آمد و با لبخند پرسید:"از این پوستر ها که به ماشین زدید ،از کجا می تونم بگیرم؟"من یک دسته پوستر از مهندس میرحسین موسوی در ماشین داشتم،پیاده شدم و دو تا پوستر بزرگ تقدیم کردم ایشان هم تشکر کردند و رفتند در همین بین راننده ی ماشین پشت سر لبخند معنا داری به معنای تمایل جهت دریافت یکی از پوستر ها بر لبانش نقش بست.به وحید اشاره دادم که بیا برویم یک دوری بزنیم و برگردیم.او دوربین به گردن و من سرتاپا فیروزه ای و سبز نفری یک دسته پوستر 20 تایی از میرحسین موسوی در دستانمان لای صف ماشین های بنزین سوپر براه افتادیم و در کمتر از 10 دقیقه تمام پوستر ها،جز 3تا توسط مردم مشتاق ضبط شد.من از لاین سوپر خارج شدم و وحید را دیدم که در حال بحث با راننده ی یکی از ماشین های لاین بنزین عادی است .جالب اینکه در این لاین اکثرا تمایلی به رای دادن وجود نداشت و مردم با پوزخندی می پرسیدند:رای بدیم که چی بشه! یا می گفتند: همشون سر و ته یه کرباسن یا :چی گیرتون می یاد واسشون تبلیغ می کنید و...
درد نان درد معیشت و مثل همیشه درد بی تفاوتی
خلاصه اینکه 30 دقیقه بحث کردیم و با اینکه عده ی قابل قبولی را مجاب کردیم و آن 3 پوستر هم توزیع شد اما تا الان که این خطوط را می نویسم چیزی ذهنم را می آزارد
شاید این همان اشکالی باشد که نظر سنجی شهر های بزرگی مثل تهران هم داراست ما در جنوب شهر در نقشه ی هیچ کدام از نظر سنجی ها جایگاهی نداریم.حالا یا زبان ترجمه ی شعار هایمان غلط است یا واقعا برنامه ای مناسب و گوش نواز برایشان نداریم
سوال اینجاست
چرا فقط س و پ ر ؟
توسط رعنا
|
در شاخه: اجتماعی- سیاسی
|
3 نظر
درود. اول با توپ پر آمدم که یه انتقاد کوبنده بکنم چون فکر کردم می خواید بگید همه با میرحسین بودندواز پوسترها استقبال کردند؛ ولی متعاقباً فهمیدم که قضیه سمبُلیکه. باید اعتراف کنم سمبل قرار دادن بنزین ویژه و عادی غافل گیر کننده و قشنگ بود. ولی راجع به دغدغه ی فکریتون باید بگم به نظر من این دید همگون ستای خود ما نسبت به طبقات مختلف جامعه است که این ذهنیت رو ایجاد می کنه. طوری که شما لبخند ماشین پشت سرتون را درخواست پوستر تلقی می کنید و لبخند راننده ی صف بنزین عادی را پوزخند! در واقع دغدغه ی شما و هم طبقه تون در این بازه ی زمانی انتخاباته در صورتی که شاید طبقه ی پایین تر مجال یا انگیزه ی تفکر به این موضوع رو نداشته باشه! از دید اونها شما دارید آب در هاون می کوبید و از دید شما اونها برای وضع بهتر سماق می مکند. (رفرنس می دم به فیلم Others که فلسفه ی فیلم همین رو میگه)
همونطور که ممکن بود یک فروشنده ی بنزین آزاد که بنزین رو 100 تومان ارزانتر از جایگاه میفروشه توی صف بنزین عادی با لبخند و توی صف بنزین ویژه با پوزخند مواجه بشه!
در ضمن باید بگم من امروز توی دانشگاه حدود 2 ساعت و نیم با یکی از افرادی که نمی خواست رای بده بحث کردم ولی سرانجام نتونستم قانعش کنم، شما و آقا وحید که می تونید ظرف 30 دقیقه تعداد قابل توجهی از قشر مذکور رو مجاب کنید قاعدتا باید استعداد ویژه ای داشته باشید و توصیه می کنم حتما روشتون رو به ستاد مرکزی اعلام کنید!
رعنا:من لبخند آدم هار و با توجه به جمله هاشون تعبییر کردم.وگرنه به خودم جرات نمی دم مردم رو بدون شناخت قضاوت کنم عماد جان
مرسی از اینکه این همه وقت گذاشتی و نقدم کردی
فگر نمیکنم پمپ ننزین کیانپارس پایین شهر باشد.
مگر من گفتم هست؟!!