RSS

سپاس

timeicon December 5, 2009 10:02 AM

ss.jpg



یک دنیا حرف
یک دنیا جیغ و داد
شادی و فریاد
همه در انحنای لبخندی پنهان
که بعد از مدت ها
گوشه ی لبانم جوانه می زند
به پاس آزادیت
که شاید تنها خبر خوش این روزهایمان باشد
و البته یادم نرفته که به او نزری دارم
که قربانی نگاه مهربانت می کنم...

پ.ن:به پاس آزادی محبوبه حقیقی عزیز و به امید رهایی همه ی آزاداندیشان دربند..

author توسط رعنا | در شاخه: شخصی | comments 8 نظر

8نظر

کیوان تیموری در December 6, 2009 2:48 AM

یه طوری شده،انگار همیشه منتظر بارونم که بیاد همه چیزو باهم بشوره ببره ....
تو بارون قدرت همه کار رو دارم،افسوس که اینقدر کم است این باران .....

آزادی مبارک ... خوشحال شدم ..........

کیوان تیموری در December 29, 2009 5:23 PM

کجاست اون خونه
آدماش کجان
خدا می دونه ....

کیوان تیموری در December 29, 2009 5:27 PM

راستی ... چرا ، من تو فیس بوک هم هستم .....

به این مشخصات :
keyvan teymourei
keyvan.teymoorei@gmail.com

توی گروه دانشگاه علوم پزشکی اهواز هم هستم ......

فعلا ......

meisam در December 30, 2009 3:12 PM

سلام...
نزدیک غروب است و من طوع افتاب را دوست دارم...
که شاید تنها خبر خوش این روزهایمان باشد...

فرهاد در January 14, 2010 6:43 PM

بد نبود خانوم دکتر / موفق باشی

siyam در January 21, 2010 2:12 PM

از اینجا که ایستاده ام
زمینی را می بینم سرخ
سنگهایی را می بینم درشت
و درختهایی که مثل گوزن با شاخهایشان همدیگر را له کرده اند...صیام...

زوربا در February 16, 2010 6:14 AM

رعنا چرا نمی نویسی ؟ دلم تنگ شد

کیوان تیموری در February 16, 2010 3:19 PM

سلام
خیلی وقته نیستید ...

با غروب به روز شدم ، منتظرتون هستم .......



نظر ارسال کنید